یک عصر پاییزی سال ۱۳۸۶ شمسی. شاعر و دوستاناش نشستهاند و از ضرورت شعر و چگونگی رویت اشیا در تجربهی شاعرانه حرف میزنند. شاعر، نگران چشمیست که درد میکند و سه شعر تازه از تنور در آمده را یکی پس از دیگری برای دوستانش میخواند. حدود بیست سال از آن عصر پاییزی میگذرد و آن شعرها انگار شهود تاریخی بودند که بر ما مقدر شده بود: تاریخی از فاجعه و مرثیه و تلاشی بیخستگی برای پاسداشت غمخوارگی و خاطره. شعر نخست با این دو سطر تکاندهنده آغاز میشود: «هنوز زندهام. آمریکا هنوز حمله نکرده است.»
ادامهی مطلب »
سایت رسمی احمد شاملو | The Official Website of Ahmad Shamlou Shamlou, Ahmad Shamlou, Ahmad Shamlu, Ahmad Shamloo, Poetry, Persian Poetry, Poems, Iran, The offical website of Ahmad Shamlou